تبلیغات
هیات هنرهای رزمی و کونگ فو شهر زواره((باشگاه مركزی محبان شهداء)) - ذن در کونگ فو توآ
هیات هنرهای رزمی و کونگ فو شهر زواره((باشگاه مركزی محبان شهداء))
طریقت دانایی ما به درک ماست درک نیروی فکر ماست واین نیروی فکر درجسم ما قرار دارد که بدان میگوییم پایگاه تفکر
درباره وبلاگ


مقام معظم رهبری :
اگر بخواهید جسم را به قدرت زیبایی، به توانایی به
بروز قدرتها و استعدادهای گوناگون برسانید باید ورزش كنید.


مربیان در حال فعالیت :
راهدان علی رضا لباف قاسمی
زیر نظر استاد روح الله باقری


.

فلسفه ذن طریقت دانائی

در جهان امروز روابط خاص سیاسی و اقتصادی و تداخل فرهنگها پذیرش بسیاری از آرا و نظرات پیشگامان عقیدتها نه تنها در خور تامل است، بلكه با توجه به روابط انسانها و نزدیكی فرهنگهای متفاوت بیكدیگر تمایل ملتها به پیشرفت روز افزون و ..... ناگزیر به پس زدن و رد بسیاری از نظرات هستیم. هدف اصلی ما دست یافتن به ذنی است كه بتواند بشر مثبت را راضی نماید و در عین حال او را بیجهت به نیستی نكشاند. ذن مورد نظر ما زندگی است یا به یك معنی شیوه زندگی است. با اصول روشها، ‌گرایشها و موازین خاص خود كه شایسته و مورد قبول جامعه جهانی آینده با ارگانیزم خاص خود میباشد،‌ ذن مقبول ما، ذنی است كه قادر باشد انسانها را به آنجا برساند كه ورا اندیشه می باشد.

ما به او كه ذن مورد نظر ما را درك میكند میگوئیم " توانا" .  توانا برای زیستن به معنای راستین و بسوی هدفهای راستین ....... كه زیر درفش انسانیت با تمام نیروی فكری و فیزیكی خود جهتی انتخاب كند كه به خدمت مردم باشد، او با این مهم (سمت گیری انسانی) كه نماینگر تقویت اراده و سلامت و روان اوست شالوده تحولاتی همه جانبه را در اختیار دارد و قادر باعدام، واژگونگی ها، تضاد ها و خواب آلودگی ها ....... بوده و برای نوع دگرگونی انسانی همیشه بیدار باشد و پاس خواب آلودگان راه ندهد.

با ایمان به ارزش و تاثیر عامل زمان نه مایلم زمانم را بیجهت از دست بدهم و نه قصد دارم كه زمان ترا بدزدم. بر این پایه هرچه زودتر انتقاداتی را كه بر ذن بودئیسم دارم برایت مینویسم به آنچه كه هم می نویسم ایمان كامل دارم. پیشتر هم گفتم هدف من دست دادن به ذنی است كه با محیط كنونی و افرادش و جهان آینده هم آمیز و منطق باشد چه طبیعی است جنبه های غیر علمی،‌منفی و یا سكرآور هر اندیشه و نهادی بی هیچ تردید مردود و غیر قابل پذیرش است.

ذنی با جهان امروز میتواند هم آهنگ و هم صدا گردد كه از هیچ مسئله ای غافل نباشد. امروز هیچ رویداد و تصمیم و تاركی جدا از مسائل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی نخواهد بود. با این اساس سمتی كه منتج از مسائل مشی زندگی افراد قرار گیرد،‌سمتی مالیخولیائی و نوعی واژگونگی و جبن است. سمتی است كه موجودیت انسان آزاد را شدیداً به مخاطره می اندازد، سمتی بهره كشی از انسانها و تحمیق آنرا بصورتی دیر پا در خواهد آورد. چنین سمتی یا ركسانی است كه هدفشان وطن فروشی و تاخت و تاز به تمام شئون انسانی و تاراج ثروت ملتهاست. بدین خاطر من و تو موظف و ناگزیریم آگاه باشیم و آگاه كنیم.

مدتها بازی با واژه ها عامل تحقیق ملتهای بیشماری كه در گیتی پرا كنده گردیده باید همه ملتها از روابط تولید یا شالوده اقتصادی خود آگاه باشند. از رو بنای جامعه شان هم تا بتوانند سمتی آگاهانه داشته باشند.

درست است كه انسانها بی اختیار زاده میشوند و بی اختیار میمیرند، ولی قبول كن كه تنها مفهوم تولد بیرون آمدن از رحم مادر و تنها مفهموم مرگ بیحركتی قلب نیست. تولد و مرگ مفاهیم دیگری هم میتوانند داشته باشد.

در مفهموم اول اگر ما برای تولد خود قادر به تصمیم گیری نبودیم، برای فرزندانمان كه میتوانیم، نیازی به بازگوئی این نكته نیست كه فرزندان من و تو بدون تصمیم ما متولد نمی شوند. درست است كه من و تو قادر نیستیم كه نمیریم ولی میتوانیم آنرا به تاخیر بیاندازیم. امروز عالم عامل تحمیل اراده بشر در مسائل و موارد بسیاری است كه چندی قبل فكرش را هم نمیكردیم. فردا بی شك مرگ را هم در چنگال علم خواهیم داشت. بعلاوه برداشتی كه ما از تولد و مرگ داریم، ممكن است متفاوت باشد. من فكر میكنم انسان زمانی در حقیقت متولد میشود كه به شناختی واقعی و روشن از محیط خود وافرادش دست میابد. و آن هنگام كه قادر به درك واقعیات و مبارزه ای انسان نباشد و از زندگی بهراسد مرده است.

زندگی با جوشش اندیشه آغاز و با خاموشی آن تمام میشود. بر این مبنا حد فاصل بین این جوشش و خاموشی زندگی است. زندگی هیچ گاه ملال آور نیست. بلكه ایمان به بیهودگی زندگی ارتجاعی است. چون اولین نتیجه منطقی چنین عقیده ای عدم تحرك و خواب آلودگی و تن آسائی خواهد بود، در حالیكه دنیای من و تو باید دنیای تحرك و سازندگی باشد. ما حق نداریم به دست آویز اینكه سر انجام خواهیم مرد، درویش وار به كنجی بخزیم و در عین اینكه نفس میكشیم مرده ای بیش نباشیم. دنیا تنها از آن من و تو نیست كه تصمیم به آباد نكردنش بگیریم و آنچه بر ما كردند بر دیگران بكنیم. دنیا مال انسانهاست، انسانهایی كه هستند و آنها كه بعد ها خواهند بود. ما سربازان رزم زندگی هستیم، درفشمان هم زندگی ساز است،‌نه زندگی بر انداز. قدرتمان ناشی از قدرت انسانها خواهد بود، همان سان كه زبونیمان معلول خودمان است. میخواهم باور داری كه زندگی بی فایده نیست. حتی زندگی آنان كه فاقد جوشش اندیشه اند. چون زمانی خواهد رسید كه همه برای نبردهای تازه تری از نو زائیده شویم.

زندگی نبرد انسانهاست، در این نبرد خواستهای فراوانی پیش رو داریم.

خواست ما چیزی نیست كه بتوان از آن چشم پوشید، چون آنچه ما میخواهیم خواست همه انسانهاست. یك نیاز منطقی و عقلانی است، یك نیاز صد در صد است كه بی آن نمیتوان بود، ما با تمام نیرو و تلاش خود برای داشتن آنچه میخواهیم میكوشیم. ما چیزی را نمیخواهیم كه دیگران بر ما تحمیل كنند، ما در جهان مورد نظرمان با اینكه صرفا یك مصرف كننده بی اراده و عامل اندوزی تولید كننده باشیم مخالفیم. مسیر خواستهای ما را تبلیغات بی اساس تعیین نمیكند، خواستهای ما مرید و متاثر از تفكرات انسانی است، ما خود را وابسته به جامعه ای سازنده میدانیم كه هدفش در روابط تولیدی بهسازی و تامین جامعه بشری است. خواستنی، اندوه زا نیست كه با از بین بردن آن اندوه هم از بین برود. خواستن تنها با بدست آوردن آنچه كه میخواهیم از بین میرود. نظر بودا در استفاده از هشت اصل برای از بین بردن خواستها:  نظر راست، نیت راست، كلام راست، كردار راست، معاش راست، سعی و عمل در راه راست، اندیشه و تفكر راستی، تمركز فكر در معنای راستی، ممكن است در نظر اول حالت اتوپیای افلاطون را داشته باشد ولی در حقیقت اینطور نیست. اگر من و تو به هشت اصل بالا معتقد باشیم هیچكس حق ندارد به ما بگوید اتوپیست، مگر نه اینكه دارا بودن صفات فوق خیلی آسان است؟ مگر نه اینكه اصول برای رسیدن به اهداف انسانیمان لازم است. با این هشدار كه ما از هشت اصل كه قبلا دیدیم برای از بین بردن خواستها استفاده نخواهیم كرد. اینها سلاحهای اولیه ما برای بدست آوردن خواستها و نیل به جامعه ای سازنده و بر حق است.

من و تو قرنها برای نابودی خود تلاش كردیم. خود و دیگران را استثمار كردیم، دروغ گفتیم، بی تفكر نفس كشیدیم،‌ قرنها تلاش كردیم تا انرژی فرهنگیمان را از دست بدهیم. همه این بلا ها را خودمان بر خودمان آوردیم. این زمان دیگر خسته ایم، واقعاً خسته، خالی هم هستیم. نباید سالهای آینده را به طومار گذشته مان اضافه كنیم. دیگر نمیخواهیم خود را نابود كنیم. میخواهیم بیدار باشیم. میخواهیم برای برخورداری از فرهنگ غنی انررژی فرهنگیمان را توسعه دهیم. ما از این پس استعمار نخواهیم شد و این كار را هم نخواهیم كرد. اینها هستند خواستهای من و تو، بیشمار نیست تا نیرو و انرژیمان را تجزیه كند و در نتیجه موجب شود به هیچیك از آنها نرسیم. آنهائیكه بر شمردیم خواستهای انتزاعی و پراكنده نیستند، بلكه لازم و ملزوم یكدیگرند. هدف ما تنها یك چیز است، جامعه ای كه شالوده اش منطبق با بر نهادهای پیشرفته و رو بنای جامعه ما انسانها را ارج میگذارد و میشناسد. آنها را هم كه قدری از این اصول بدورند میسازد، بدون آنكه از میانشان بردارد.

من و تو آن زمان كه به هدفمان نرسیم با آرامش بیگانه ایم و آنرا نمی خواهیم، چون آرامشی كه گفته میشود بستگی كامل به موقعیت زمانی و مكانی دارد. بی شك جامعه ما و افرادش مفهوم واقعی آرامش را به ما الغا خواهد كرد و همه انسانها با تمام وجود آنرا لمس خواهند نمود، ما با آرامش مخالف نیستیم، در حال با آن بیگانه ایم ولی آنرا هم به دست خواهیم آورد.

ذن من و تو ضد جهان بینیها و عقاید مذهبی، مسائل جنسی و غیره نیست، ذن من و تو طرفدار بررسی علمی پدیده های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و تجزیه و تحلیل عقاید مذهبی است.

ذن ما بر آنچه كه در پیرامونش میگذرد با دیدی گسترده و اندیشه ای مسلح مینگرد. ذن ما بخاطر انسانها به هرچه كه بر روابط آنها موثر باشد توجه خواهد داشت، چون بدینوسیله با تجهیزات مطمئن تری بسوی هدفش ره می پیماید. ذن من و تو حال نگراست. چون آنچه را كه در حال دارد می خواهد. ذن من و تو از گذشته با خبر است، از حال هم. من و تو مو را از ماست كشیدن را در هیچ شهری جوانی نمیدانیم. مشروط بر اینكه اینكار درست و با در نظر گرفتن جنبه های علمیش انجام شود.

ذن ما فارغ از رنگها و نیگرنگهاست، او سیاه و زرد و سید نمیشناسد و فقط به رنگ خون توجه دارد، ذن من و تو همه خونها را پاك میداند. اگر آلودگی است در اندیشه هاست. ذن ما برای سالم سازی اندیشه ها هیچ چیز را به آنها تحمیل نخواهد كرد بلكه فقط به سالمسازی روابط و محیط خواهد پرداخت. چون در یك محیط با روابطی سالم اندیشه ای غیر انسانی مجال نزج گرفتن نخواهد داشت. در جامعه ما انسانها افسرده و آشفته نیستند، چون موجبی برای آن پیدا نمیكنند. آنها تا لحظه رسیدن به هدف خود دنیای آشفته و افسرده را به بد ترین شكل متصور دیده و برای رهائی از آن بهای گرانی پرداختند. ذن ما معتقد است تمام ناهنجاریهای مردم را باید از بین برد. پیرو این ذن با هر نوع فقط اعم از فقر اقتصادی، فرهنگی و ..... مخالف است و در رفع آن میكوشد. او معتقد است با معدوم كردن عوامل نا هنجاریها واژه های مربوط به آن خود بخود چون موردی برای استعممالش موجود نخواهد بود از فرهنگها محو خواهد شد.


فلسفه ذن طریقت دانائی

در جهان امروز روابط خاص سیاسی و اقتصادی و تداخل فرهنگها پذیرش بسیاری از آرا و نظرات پیشگامان عقیدتها نه تنها در خور تامل است، بلكه با توجه به روابط انسانها و نزدیكی فرهنگهای متفاوت بیكدیگر تمایل ملتها به پیشرفت روز افزون و ..... ناگزیر به پس زدن و رد بسیاری از نظرات هستیم. هدف اصلی ما دست یافتن به ذنی است كه بتواند بشر مثبت را راضی نماید و در عین حال او را بیجهت به نیستی نكشاند. ذن مورد نظر ما زندگی است یا به یك معنی شیوه زندگی است. با اصول روشها، ‌گرایشها و موازین خاص خود كه شایسته و مورد قبول جامعه جهانی آینده با ارگانیزم خاص خود میباشد،‌ ذن مقبول ما، ذنی است كه قادر باشد انسانها را به آنجا برساند كه ورا اندیشه می باشد.

ما به او كه ذن مورد نظر ما را درك میكند میگوئیم " توانا" .  توانا برای زیستن به معنای راستین و بسوی هدفهای راستین ....... كه زیر درفش انسانیت با تمام نیروی فكری و فیزیكی خود جهتی انتخاب كند كه به خدمت مردم باشد، او با این مهم (سمت گیری انسانی) كه نماینگر تقویت اراده و سلامت و روان اوست شالوده تحولاتی همه جانبه را در اختیار دارد و قادر باعدام، واژگونگی ها، تضاد ها و خواب آلودگی ها ....... بوده و برای نوع دگرگونی انسانی همیشه بیدار باشد و پاس خواب آلودگان راه ندهد.

با ایمان به ارزش و تاثیر عامل زمان نه مایلم زمانم را بیجهت از دست بدهم و نه قصد دارم كه زمان ترا بدزدم. بر این پایه هرچه زودتر انتقاداتی را كه بر ذن بودئیسم دارم برایت مینویسم به آنچه كه هم می نویسم ایمان كامل دارم. پیشتر هم گفتم هدف من دست دادن به ذنی است كه با محیط كنونی و افرادش و جهان آینده هم آمیز و منطق باشد چه طبیعی است جنبه های غیر علمی،‌منفی و یا سكرآور هر اندیشه و نهادی بی هیچ تردید مردود و غیر قابل پذیرش است.

ذنی با جهان امروز میتواند هم آهنگ و هم صدا گردد كه از هیچ مسئله ای غافل نباشد. امروز هیچ رویداد و تصمیم و تاركی جدا از مسائل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی نخواهد بود. با این اساس سمتی كه منتج از مسائل مشی زندگی افراد قرار گیرد،‌سمتی مالیخولیائی و نوعی واژگونگی و جبن است. سمتی است كه موجودیت انسان آزاد را شدیداً به مخاطره می اندازد، سمتی بهره كشی از انسانها و تحمیق آنرا بصورتی دیر پا در خواهد آورد. چنین سمتی یا ركسانی است كه هدفشان وطن فروشی و تاخت و تاز به تمام شئون انسانی و تاراج ثروت ملتهاست. بدین خاطر من و تو موظف و ناگزیریم آگاه باشیم و آگاه كنیم.

مدتها بازی با واژه ها عامل تحقیق ملتهای بیشماری كه در گیتی پرا كنده گردیده باید همه ملتها از روابط تولید یا شالوده اقتصادی خود آگاه باشند. از رو بنای جامعه شان هم تا بتوانند سمتی آگاهانه داشته باشند.

درست است كه انسانها بی اختیار زاده میشوند و بی اختیار میمیرند، ولی قبول كن كه تنها مفهوم تولد بیرون آمدن از رحم مادر و تنها مفهموم مرگ بیحركتی قلب نیست. تولد و مرگ مفاهیم دیگری هم میتوانند داشته باشد.

در مفهموم اول اگر ما برای تولد خود قادر به تصمیم گیری نبودیم، برای فرزندانمان كه میتوانیم، نیازی به بازگوئی این نكته نیست كه فرزندان من و تو بدون تصمیم ما متولد نمی شوند. درست است كه من و تو قادر نیستیم كه نمیریم ولی میتوانیم آنرا به تاخیر بیاندازیم. امروز عالم عامل تحمیل اراده بشر در مسائل و موارد بسیاری است كه چندی قبل فكرش را هم نمیكردیم. فردا بی شك مرگ را هم در چنگال علم خواهیم داشت. بعلاوه برداشتی كه ما از تولد و مرگ داریم، ممكن است متفاوت باشد. من فكر میكنم انسان زمانی در حقیقت متولد میشود كه به شناختی واقعی و روشن از محیط خود وافرادش دست میابد. و آن هنگام كه قادر به درك واقعیات و مبارزه ای انسان نباشد و از زندگی بهراسد مرده است.

زندگی با جوشش اندیشه آغاز و با خاموشی آن تمام میشود. بر این مبنا حد فاصل بین این جوشش و خاموشی زندگی است. زندگی هیچ گاه ملال آور نیست. بلكه ایمان به بیهودگی زندگی ارتجاعی است. چون اولین نتیجه منطقی چنین عقیده ای عدم تحرك و خواب آلودگی و تن آسائی خواهد بود، در حالیكه دنیای من و تو باید دنیای تحرك و سازندگی باشد. ما حق نداریم به دست آویز اینكه سر انجام خواهیم مرد، درویش وار به كنجی بخزیم و در عین اینكه نفس میكشیم مرده ای بیش نباشیم. دنیا تنها از آن من و تو نیست كه تصمیم به آباد نكردنش بگیریم و آنچه بر ما كردند بر دیگران بكنیم. دنیا مال انسانهاست، انسانهایی كه هستند و آنها كه بعد ها خواهند بود. ما سربازان رزم زندگی هستیم، درفشمان هم زندگی ساز است،‌نه زندگی بر انداز. قدرتمان ناشی از قدرت انسانها خواهد بود، همان سان كه زبونیمان معلول خودمان است. میخواهم باور داری كه زندگی بی فایده نیست. حتی زندگی آنان كه فاقد جوشش اندیشه اند. چون زمانی خواهد رسید كه همه برای نبردهای تازه تری از نو زائیده شویم.

زندگی نبرد انسانهاست، در این نبرد خواستهای فراوانی پیش رو داریم.

خواست ما چیزی نیست كه بتوان از آن چشم پوشید، چون آنچه ما میخواهیم خواست همه انسانهاست. یك نیاز منطقی و عقلانی است، یك نیاز صد در صد است كه بی آن نمیتوان بود، ما با تمام نیرو و تلاش خود برای داشتن آنچه میخواهیم میكوشیم. ما چیزی را نمیخواهیم كه دیگران بر ما تحمیل كنند، ما در جهان مورد نظرمان با اینكه صرفا یك مصرف كننده بی اراده و عامل اندوزی تولید كننده باشیم مخالفیم. مسیر خواستهای ما را تبلیغات بی اساس تعیین نمیكند، خواستهای ما مرید و متاثر از تفكرات انسانی است، ما خود را وابسته به جامعه ای سازنده میدانیم كه هدفش در روابط تولیدی بهسازی و تامین جامعه بشری است. خواستنی، اندوه زا نیست كه با از بین بردن آن اندوه هم از بین برود. خواستن تنها با بدست آوردن آنچه كه میخواهیم از بین میرود. نظر بودا در استفاده از هشت اصل برای از بین بردن خواستها:  نظر راست، نیت راست، كلام راست، كردار راست، معاش راست، سعی و عمل در راه راست، اندیشه و تفكر راستی، تمركز فكر در معنای راستی، ممكن است در نظر اول حالت اتوپیای افلاطون را داشته باشد ولی در حقیقت اینطور نیست. اگر من و تو به هشت اصل بالا معتقد باشیم هیچكس حق ندارد به ما بگوید اتوپیست، مگر نه اینكه دارا بودن صفات فوق خیلی آسان است؟ مگر نه اینكه اصول برای رسیدن به اهداف انسانیمان لازم است. با این هشدار كه ما از هشت اصل كه قبلا دیدیم برای از بین بردن خواستها استفاده نخواهیم كرد. اینها سلاحهای اولیه ما برای بدست آوردن خواستها و نیل به جامعه ای سازنده و بر حق است.

من و تو قرنها برای نابودی خود تلاش كردیم. خود و دیگران را استثمار كردیم، دروغ گفتیم، بی تفكر نفس كشیدیم،‌ قرنها تلاش كردیم تا انرژی فرهنگیمان را از دست بدهیم. همه این بلا ها را خودمان بر خودمان آوردیم. این زمان دیگر خسته ایم، واقعاً خسته، خالی هم هستیم. نباید سالهای آینده را به طومار گذشته مان اضافه كنیم. دیگر نمیخواهیم خود را نابود كنیم. میخواهیم بیدار باشیم. میخواهیم برای برخورداری از فرهنگ غنی انررژی فرهنگیمان را توسعه دهیم. ما از این پس استعمار نخواهیم شد و این كار را هم نخواهیم كرد. اینها هستند خواستهای من و تو، بیشمار نیست تا نیرو و انرژیمان را تجزیه كند و در نتیجه موجب شود به هیچیك از آنها نرسیم. آنهائیكه بر شمردیم خواستهای انتزاعی و پراكنده نیستند، بلكه لازم و ملزوم یكدیگرند. هدف ما تنها یك چیز است، جامعه ای كه شالوده اش منطبق با بر نهادهای پیشرفته و رو بنای جامعه ما انسانها را ارج میگذارد و میشناسد. آنها را هم كه قدری از این اصول بدورند میسازد، بدون آنكه از میانشان بردارد.

من و تو آن زمان كه به هدفمان نرسیم با آرامش بیگانه ایم و آنرا نمی خواهیم، چون آرامشی كه گفته میشود بستگی كامل به موقعیت زمانی و مكانی دارد. بی شك جامعه ما و افرادش مفهوم واقعی آرامش را به ما الغا خواهد كرد و همه انسانها با تمام وجود آنرا لمس خواهند نمود، ما با آرامش مخالف نیستیم، در حال با آن بیگانه ایم ولی آنرا هم به دست خواهیم آورد.

ذن من و تو ضد جهان بینیها و عقاید مذهبی، مسائل جنسی و غیره نیست، ذن من و تو طرفدار بررسی علمی پدیده های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و تجزیه و تحلیل عقاید مذهبی است.

ذن ما بر آنچه كه در پیرامونش میگذرد با دیدی گسترده و اندیشه ای مسلح مینگرد. ذن ما بخاطر انسانها به هرچه كه بر روابط آنها موثر باشد توجه خواهد داشت، چون بدینوسیله با تجهیزات مطمئن تری بسوی هدفش ره می پیماید. ذن من و تو حال نگراست. چون آنچه را كه در حال دارد می خواهد. ذن من و تو از گذشته با خبر است، از حال هم. من و تو مو را از ماست كشیدن را در هیچ شهری جوانی نمیدانیم. مشروط بر اینكه اینكار درست و با در نظر گرفتن جنبه های علمیش انجام شود.

ذن ما فارغ از رنگها و نیگرنگهاست، او سیاه و زرد و سید نمیشناسد و فقط به رنگ خون توجه دارد، ذن من و تو همه خونها را پاك میداند. اگر آلودگی است در اندیشه هاست. ذن ما برای سالم سازی اندیشه ها هیچ چیز را به آنها تحمیل نخواهد كرد بلكه فقط به سالمسازی روابط و محیط خواهد پرداخت. چون در یك محیط با روابطی سالم اندیشه ای غیر انسانی مجال نزج گرفتن نخواهد داشت. در جامعه ما انسانها افسرده و آشفته نیستند، چون موجبی برای آن پیدا نمیكنند. آنها تا لحظه رسیدن به هدف خود دنیای آشفته و افسرده را به بد ترین شكل متصور دیده و برای رهائی از آن بهای گرانی پرداختند. ذن ما معتقد است تمام ناهنجاریهای مردم را باید از بین برد. پیرو این ذن با هر نوع فقط اعم از فقر اقتصادی، فرهنگی و ..... مخالف است و در رفع آن میكوشد. او معتقد است با معدوم كردن عوامل نا هنجاریها واژه های مربوط به آن خود بخود چون موردی برای استعممالش موجود نخواهد بود از فرهنگها محو خواهد شد.


پیرو فلسفه راستین بكوششهائی كه برای مسخ تمدن انسانها وجود دارد واقف است و با درك و شناخت خود آن كوششها را خنثی میكند. من و تو میدانیم كه اگر در این راه نكوشیم بنوعی همگام و همدست آنها خواهیم بود كه مسخ بودن افراد برای اهدافشان مفید و حتی لازم است. ما همچون به كوششهائی كه برای امحا غرور ملی افراد صورت میگیرد واقفیم. بهمین جهت همیشه غرور ملی خود را حفظ خواهیم كرد با این توضیح كه غرور ما مرز جغرافیائی خاصی را شامل نمیشود، چون خود را متعلق به تمام گیتی میدانیم و نگران همه انسانهائیم. من و تو همیشه برادر مردان و زنان همه ملتها باقی خواهیم ماند. كسانیكه برای انسانها پیكار میكنند، رنج می برند و پیروز میشوند، كلام من و تو آزادی و یگانگی تمام انسانهاست. بر این اساس تمام پدیده ها باید در خدمت و تامین كننده این آزادی و یگانگی باشد. طبیعت، دانش، هنر، موسیقی و اندیشه ها با قدرت شگرفت خود ما را یاری خواهند داد. اگر قدرت تاثیرشان را بشناسیم و از آن درست بهره گیریم و نیك میدانیم كه عامل مهم بهره گیری درست از پدیده ها عدم وابستگیهایست.

استعمارگران و عاملین اختناق را میشناسیم، هیچكس نگران شوكت و قدرت ما نیست و خیالش در حال از این بابت راحت است، چون اندیشه ها را به نفع و در سوی خواستهای خود پرورده شده میبیند، اگر برخی الگوی نسبتاً بهتر در اختیار داشتند در عمل و اعمال آن وا ماندند. این و آن ما را ارج نمی گذارد و ما هم خود را چون كردار ما بیانگر این واقعیت است، من و تو از نقش عاملین ارتباطات غافلیم از موسیقیهای روح پرورش. از نقش آموزنده آنها، از طریق آنها ....... همه چیز داریم.

همه چیزهایی را كه انسان باید دارا باشد، همه چیز را كه برای یك زندگی راستین لازم است، ولی خود را تهی و مسخره می انگارد. آیا این مسئله معلول آز بی پایان انسان است. باور كردنی است كه همه افراد آنچه را كه دارند نمیخواهند در حالیكه بنحوی باور نكردنی آنچه را كه دارند تحمل میكنند.

آزادی اندیشه و حیقیت انسانها امروز مارك جامهای شراب شده است. انسانها همچو یویو بازیچه روابط دهشتناك سیاسی، اقتصادی گردیده اند. بسیاری از افراد، جوانانی اقتصادی بیش نیستند، با حفظ تمام خوی درندگی و متجاوز و بی منطق  حیوانی.  دنیای ما پر از نا برابری ها، تضاد ها و تجاوز ها است. پر از بیداد گری و تاراج است، تارج ثروتها، فرهنگها،‌ تمدنها و اندیشه ها. در گوشه ای از جهان افراد با قدرت تكنولوژی خود آسمان را تسخیر میكنند. در گوشه ای دیگر فرهنگها و تمدنهای دیگر كشور ها از طریق تلویزیون وارداتی به تماشای این قدرت می نشینند. با چشمانی خجل، چهره ای متعجب ودهانی باز و مغز هائی كه گنجایش پذیرائی این پیشرفت ها را ندارند.

چرا چطور، چه باید كرد، در آن سوی، اكثریت ره گم كردگان و در این سوی آزاد اندیشان انگشت شمار كه بی ثمریشان معلول همنوع ره گم كرده شان است و دیگر هیچ. دسته متجاوزین هم كه هر روز فربه تر و دریده تر میشوند. ولی دوست من با همه اینها كه بر تو گفتم، حق نداری بهراسی و سرت را در لاك خود فرو بری.

اسطوره پاشنه آشیل را هم نباید فراموش كرد. بخاطر داشته باش كه حتی ره گم كردگان هم میدانند چه چیزهائی از دست داده اند و میخواهند آنها را داشته باشند، بخاطر داشته باش كه بسیاری از افراد برای شروع كا روزانه خود با صدای زنگ ساعت از خواب بر میخیزند، آری دوست من موازین، روشها و گرایشهای ذن راستین تو را موفق خواهد ساخت. فلسفه انسانی تو تمام ناهنجاریها را سركوب خواهد كرد.

از همین لحظه تصمیم بگیر زمانیكه بر خلاف سمت انسنانها حركت میكند متوقف كنی و اینهاست روش ذن ما. هدف انسانی اندیشه، شناخت محیط و افراد، شناخت خود، درك واقعیت، بیداری و بیدار سازی، درك اهمیت عامل زمان، ایمان به قدرت انسانها، یگانگی انسانها، مبارزه با اندیشه های آلوده، شناخت و نهاد انسانی، تحرك و تلاش تا لحظه برخورداری نگهداری دست آورد برای همیشه، دوست من بی شك فقدان این اصول و گرایشها رمز و راز ناتوانی و زبونی كنونی بشر است.

من با تو كه از این گرایشها برخورداری و از آنها آگاهی هستم، با تو كه نیرو، تن و اندیشه ات را برای رهائی بكار خواهی گرفت، با تو كه هرچه را میخواهی انسانی و برای انسانهاست.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
.
یکشنبه 15 دی 1392
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید